بنا بر آنچه گذشت، روشن میشود که لغزش آدم و حوا علیهماالسلام در متون عهد قدیم و عهد جدید و قرآن بازتاب یافته است، اما اینکه این لغزش، گناهی قلمداد شود که کل نسل آنها را ناپاک کرده و همگی را وامدار تجسد خدا بر زمین و فدیه و ... کند، آموزهای مسیحی است که توسط پولس و گروهی از مسیحیان بعدی، تأسیسشده و به جهان مسیحیت راه یافته است. این آموزه نهتنها باعقل و تعالیم اسلام سازگاری ندارد، بلکه حتی با آموزههای عهد قدیم و عهد جدید که مسیحیان نیز آنها را قبول دارند، سازگار نیست.
کلام و عقاید
منظور از «ولایت مداری» در اسلام
ولایتفقیه از باب اقتضائات حاکمیتی و حکومتی مانند ولایت رسولالله است و در طول آن است، نه اینکه یک یکسانی در مقام تشریع و جایگاه نبوت، امامت و عصمت با فقیه قائل شویم و بگوییم که در عرض ائمه علیهمالسلام قرارگرفته است. وقتی قرار است جامعه را اداره کنیم، نمیشود به دلیل تفاوت صلاحیت، امور مسلمین را تعطیل کرد و ولایتپذیر نبود.
دیدگاه اسلام نسبت به جایگاه و کرامت زن

قرآن و اسلام هیچگاه زنان را از جایگاه انسانیتی که مشترک بین آنها و مردان است تنزّل نداده، حقوق زنان را پایمال نکرده، در حقوق و تکالیفی که مربوط به اصل انسانیت است تفاوتی قائل نشده اگر چه تفاوت های صنفی و مسئولیتی بین زن و مرد که مربوط به برخی از اختلافات جسمی و روانی بین زن و مرد است باعث شده حقوق و تکالیفی متناسب با اختلافات وضع گردد.
دیدگاه اسلام در مورد مرد وزن

در نگاه اسلام زن و مرد هر دو مقصود اصلی خلقت بوده و هر دودارای شخصیت مستقل و نسبت به وظائف فردی و خانوادگی و اجتماعی، مسئول هستند و هیچگاه یکی ابزار دیگری نیست.
راه جمع بین ستار العیوب و یوم تبلی السرائر
خداوند ستارالعیوب است اما این ستاریت مطلق نیست وخداوند متناسب با حجم و شدت زشتیِ گناهان مردم در قیامت وحتی گاهی در دنیا،اسرار و رفتار زشت آنها را آشکار می سازد.
فلسفه توسل
خداوند عالم را بر اساس اسباب و مسبّبات تدبیر میکند. پیامبر و امام بهعنوان خلیفه خدا، هم از قدرت الهی برخوردار است و هم واسطه فیض و رحمت الهی بر بندگان است. ازاینرو در نظام آفرینش توسل به آنان لازم است. همچنین، این توسل آثار تربیتی متعددی ازجمله: تقویت جایگاه پیامبر و امام نزد مردم، جدایی مؤمنان از کفار و منافقان و نیز دوری مؤمنان از عُجب دارد.